سال ۲۰۱۹ میلادی، سالی پر از تنش و اصطکاک سیاسی و اقتصادی – خبر جدید


به گزارش تیتر یک آنلاین، سال ۲۰۱۸ با فراز و فرودهای فراوان در حال پایان است. این سال شاهد رویدادهای مختلفی بود که از آن جمله می توان به: تنش سیاسی و اقتصادی میان آمریکا-چین و آمریکا-روسیه، قدرت گیری هر چه بیشتر بشار اسد در سوریه در نبرد علیه گروه های مخالف، تضعیف معاهده هسته ای ایران و غرب و افزایش تنش میان ایران و ایالات متحده، تلاش های بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا، تضعیف موضع عربستان در خاورمیانه و عقب نشینی این کشور از سوریه و یمن اشاره کرد. از این رو، در این گزارش پیش بینی هایی راجع به آینده ی احتمالی جهان در سال ۲۰۱۹ در مورد کشورهای مختلف ارائه می شود.

سال 2019 میلادی، سالی پر از تنش و اصطکاک سیاسی و اقتصادی

چین

سال ۲۰۱۹ برای چین سال پر تنشی به نظر می رسد. ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸، آنتونی فنسام در مقاله ای در پایگاه نشنال اینترست با عنوان “کاهش سرعت رشد اقتصادی چین اجتناب ناپذیر است” به این موضوع اشاره می کند که تولید ناخالص داخلی چین در پایان سپتامبر امسال ۶٫۵ درصد بود که این میزان در مقایسه با سه ماه قبل که ۶٫۷ درصد بود حکایتی از کاهش دارد و پائین ترین رشد ثبت شده از تولید ناخالص داخلی این کشور از زمان بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ را نشان می دهد.

تنش های احتمالی تجاری با ایالات متحده و کشورهای اطراف چین مثل تایوان و سایر کشورهای شرق آسیا که چین همواره با آن ها در تنش مرزی قرار داشته مثل ویتنام نیز می تواند بر کند شدن روند رشد اقتصادی چین تاثیر گذار باشد. جدای از این، سال ۲۰۱۹ از منظر سیاست داخلی چین هم سال پرتنشی به نظر می رسد که در نوع خود می تواند بر اقتصاد این کشور تاثیر مستقیم داشته باشد.

رویکرد ژی جی پینگ رئیس جمهور چین همواره به نحوی بوده که انگار این کشور مدام در خطر است. بازداشت های گسترده فعالان حقوق بشری و وکلای دادگستری نمودهای این رویکرد رئیس جمهور چین هستند. اضافه بر این نباید فراموش کرد که در این شرایط، مناسبت هایی در چین وجود دارند که حالتی دوگانه برای ساخت قدرت در چین دارند. به عنوان مثال می توان به بزرگداشت جنبش دانشجوئی توسط حاکمیت چین و یا هفتادمین سالگرد قدرت گیری حزب کمونیست در چین اشاره کرد. حاکمیت چین این مناسبت ها را گرامی می دارد اما همین جنبش دانشجوئی بود که در ژوئن ۱۹۸۹، یکی از بزرگترین چالش ها علیه حاکمیت مستقر در چین را رقم زد و با برگزاری اعتراضات گسترده که البته توسط حکومت چین سرکوب شد موجبات محکومیت شدید بین المللی و تحریم چین در آن زمان را فراهم آورد.

از سوی دیگر، سال ۲۰۱۹، هفتادمین سالگرد قدرت گیری حزب کمونیست در چین است که به اعتقاد “فانگ لیژی” معترض سیاسی چین(وی سال ۲۰۱۲ در تبعید مرد) : هم جنبش دانشجوئی چین و هم استقرار حزب کمونیست چین در قدرت از جنله مناسبت هایی هستند که هم مایه ی امید و هم ناامیدی در چین هستند. آن ها نشان می دهند که چگونه آرمان های صادقانه ملت چین از زمان قدرت گیری حزب کمونیست مورد خیانت قرار گرفته اند. اضافه بر این نباید فراموش کرد چینی ها در منطقه ی تبت نیز با بودایی ها و رهبر در تبعیدشان یعنی دالایی لاما مشکلات عمیقی دارند که حل شدن آن ها چندان محتمل به نظر نمی رسد.

خروج احتمالی آمریکا از افغانستان و ایجاد خلا قدرت در این کشور نیز می تواند برای چین که همواره از فعالیت های افراط گرایانه در مناطق مسامان نشین غرب این کشور هراسان بوده مشکل ساز باشد. از این رو، با توجه به فضای تنش آمیز سیاست خارجی چین چه از بعد منطقه ای و چه از بعد جهانی در سال ۲۰۱۹ و روحیه شخصی ژی جین پینگ رئیس جمهور چین مبنی بر اداره کشور در شرایط فوق العاده، اینطور به نظر می رسد که سال ۲۰۱۹ سال پر تنشی هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی برای این کشور باشد.

آمریکا

از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، این کشور تحت تاثیر روحیه شخصی ترامپ تا حدود زیادی ماهیتی “پیش بینی ناپذیر” و “تهاجمی” یافته است. ترامپ بارها اعلام کرده که آمریکا در مناطق مختلف جهان هزینه می کند اما دیگران هیچ نمی کنند که این امر موجب شده تا ایالات متحده تبدیل به “مایه ی تمسخر” سایر کشورها گردد. از این رو، وی سیاست اقتصادی سفت و سختی را لحاظ کرده است.

اولین سفر خارجی وی سفر به عربستان بود که همه می دانند دلیل اصلی آن این بود که واشنگتن به دلارهای نفتی عربستان و انعقاد قراردادهای تسلیحاتی با این شیخ نشین عربی بسیار نیازمند است. ترامپ کمک های اقتصادی ایالات متحده را به برخی سازمان های بین المللی مثل یونسکو قطع کرده و اعلام نموده از هر پیمانی که برای آمریکا منافع اقتصادی و استراتژیک به همراه نداشته باشد حتما خارج می شود.

وی جنگ تجاری گسترده ای را را علیه چین، روسیه و اتحادیه اروپا به راه انداخته است. دلیل اصلی وی هم این بوده که معتقد است این کشورها با صادرات خود به آمریکا و استفاده از معافیت های تعرفه ای یا تعرفه های پایین، اقتصاد آمریکا و تولید کنندگان آن را متضرر ساخته اند. اینگونه به نظر می رسد که ترامپ با توجه به پیش ناپذیری خود که از ابتدای رسیدن به مقام ریاست جمهوری آن را در موارد مختلف بروز داده، هر لحظه می تواند تنش اقتصادی را با سایر کشورها مثل چین و روسیه کلید بزند و زمینه را برای تنش سیاسی بین المللی فراهم کند.

ترامپ بخش عمده ای از کار خود در عرصه ی سیاست خارجی آمریکا را معطف به دو موضوع چین و ایران خواهد کرد. چین، قدرت نوظهوری است که عمیقا قدرت آمریکا و نظم آمریکایی را در آسیا و سایر نقاط جهان به چالش می کشد و بنابر ارزیابی های نهادهای آمریکایی مثل پنتاگون، بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی آمریکاست. ایران هم قدرت منطقه ای مهمی در خاورمیانه است که ترامپ باید وقت زیادی را صرف مواجهه با آن کند. رئیس جمهور آمریکا به طور یکجانبه از معاهده هسته ای گروه موسوم به ۵ بعلاوه ۱ با ایران خارج شده که این امر موجب شده تا یکجانبه گرایی آمریکا قویا توسط سایر طرف ها مخصوصا قدرت های اروپایی به چالش کشیده شود. با این حال اروپا هم تحت فشار آمریکا قادر نخواهد بود به ایران کمک مستقلی بکند امری که مسلما موجب می شود تا سیاستمداران ایرانی در رویکرد خود راجع به آمریکا و اتحادیه اروپا تجدید نظر کنند. این حالت قطعا به تنش بیشتر خواهد انجامید.

فراموش نکنیم هم آمریکا و هم اروپا در مسائل امنیتی خاورمیانه به ایران نیازمندند و به قول برنارد کوشنر وزیر خارجه اسبق فرانسه، حل مشکلات خاورمیانه نیازمند تعامل جدی با تهران است. اصطکاک میان ایران و غرب، معادله ی خاورمیانه را بیش از پیش پیچیده خواهد کرد. آمریکا در تعامل خود با روسیه نیز با چالش های جدی مواجه خواهد بود. روس ها در موضوعات اوکراین، ایران، سوریه و گسترش نفوذ آمریکا به منطقه ی آسیای میانه و قفقاز، مشکلات زیادی با آمریکا دارند. تحریم سیاسی و اقتصادی روسیه از جانب آمریکا و همچنین اتحادیه اروپا، هم موجب تنش بیشتر بین المللی و نزدیکی هر چه بیشتر چین و روسیه، دو بلوک مهم قدرت در جهانخواهد شد. بلوکی که آمریکا و نظم بین المللی مطلوب آن را هدف قرار خواهند داد.

سوریه

۸ سال از آغاز جنگ داخلی سوریه می گذرد و اکنون شاهدیم رویاهای کشورهایی مثل آمریکا، عربستان و ترکیه برای سرنگونی بشار اسد نقش بر آب شده است. اسد با حمایت های ایران و روسیه، توانسته تا حد زیادی بر تروریست ها و مخالفین خود غلبه کند و باید گفت او کم کم کنترل خود بر کشور را بار دیگر تحکیم خواهد کرد.

با ماندن اسد در قدرت، قدرت و نفوذ منطقه ای ایران در خاورمیانه تقویت خواهد شد. روسیه هم کارت جدید علیه آمریکا خواهد داشت. ایران با داشتن متحدانی چون عراق، سوریه، حزب الله لبنان، حماس و البته جنبش انصار الله در یمن قادر خواهد بود محور مقاومت تحت رهبری خود را بیش از بیش تقویت کرده و بازدارندگی مهمی علیه رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای خود مثل عربستان، اسرائیل و آمریکا کسب کند.

قدرت های خارجی بدون مذاکره با ایران قادر نخواهند بود به ترتیبات امنیتی منطقه خاورمیانه شکل دهند امری که جایگاه محکم ایران در معادلات منطقه ی خاورمیانه را نشان می دهد. مسلما کشورهایی مثل ترکیه و عربستان که قویا از شورشیان، علیه اسد دفاع می کردند احساس ناامنی خواهند کرد زیرا از اقدامات متقابل دولت سوریه در آینده بیمناک خواهند بود. اسرائیل هم کم کم بایستی با واقعیت کنار بیاید و بداند دیگر نمی تواند گاه و بیگاه به سوریه حمله کند.

زین پس، هر حمله ای علیه دمشق، هزینه های سنگینی را برای تل آویو به بار خواهد آورد. از این منظر، اینطور به نظر می رسد که سال ۲۰۱۹، سالی پر از دغدغه امنیتی برای اسرائیل خواهد بود زیرا عملا در محاصره ی کشورهای محور مقاومت تحت رهبری ایران قرار خواهد داشت.

ایران

جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۹ در سطح منطقه ی خاورمیانه دست بالا را خواهد داشت. متحدان این کشور در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن، موقعیت خود را تثبیت کرده اند با این حال چالش هایی هم علیه این کشور وجود دارند. برجام یا همان معاهده هسته ای ایران که در سال های اخیر به یکی از موضوعات مهم در سیاست خارجی این کشور بدل شده عملا مرده است.

ترامپ با خروج یکجانبه از این معاهده و بازگرداندن تحریم ها علیه تهران و همچنین تحت فشار قرار دادن اروپایی ها برای همراهی با آمریکا در تحریم ها علیه ایران، کار را برای تهران دشوار کرده است. سال ۲۰۱۹، از نظر اقتصادی سال سختی برای ایران و رئیس جمهور حسن روحانی خواهد بود.

آمریکا فعالانه به دنبال تحت فشار قرار دادن تهران هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی است. واشنگتن با تشکیل گروه اقدام ایران به ریاست برایان هوک دیپلمات کارکشته آمریکایی نشان داده است در هدف خود که تحت فشار قرار دادن تهران است کاملا مصمم است. با این حال، ایران هم نشان داده چندان در دور زدن تحریم ها بی تجربه نیست. ایران از هر آنچه که توان دارد استفاده خواهد کرد تا تاثیر اقتصادی فشارهای آمریکا در داخل را به حداقل برساند. محافظت از معیشت و وضع اقتصادی مردم، کسری بودجه و همچنین ایجاد ثبات ارزی از جمله مهمترین دغدغه های تهران خواهند بود.

سال ۲۰۱۹، روابط سیاسی ایران-چین و ایران-روسیه، به دلیل یکجانبه گرایی آمریکا بیش از پیش تقویت خواهد شد اما روابط ایران با اتحادیه اروپا به سردی خواهد گرایید دلیل آن هم موضع مبهم و یک بام و دو هوایی اروپا در رابطه با ایران است. ایرانی ها انتظار داشتند اروپا از طریق راه اندازی کانال مالی با ایران، موضع آمریکا را محکوم کند اما اروپایی ها در عمل هیچ انجام نداده اند که این امر این باور را که اروپا و آمریکا دو روی یک سکه هستند را در میان سیاستمداران ایرانی تقویت خواهد کرد.

مهمتر از همه، این حرکت آمریکا و اروپا، طرفداران تعامل با غرب در ایران را شدیدا تضعیف خواهد کرد و دورنمای تنش در روابط ایران و غرب را محتمل تر می کند. با این حال، آمریکا و متحدان منطقه ای آن باید بدانند ایران رقیب دست و پا بسته ای در برابر آن ها نخواهد بود و این کشور، کارت های قدرت زیادی در برابر آن ها دارد.

عربستان

عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ با مشکلات عدیده ای در عرصه سیاست خارجی خود رو به رو خواهد بود. این کشور حیات خلوت سنتی خود یعنی یمن را در کنترل جنبش انصارالله می بیند که طرفدار رقیب منطقه ای این کشور یعنی ایران هستند. در سوریه عربستان نتوانست آنطور که عادل الجبیر وزیر خارجه این کشور ادعا کرده بود: به زبان خوش و یا با زور، بشار اسد متحد ایران را از قدرت خلع کند. در لبنان، فراکسیون حزب الله که منتقد عربستان و متحد ایران است بار دیگر در انتخابات پارلمانی پیروز شد. مسئله ی قتل جمال خاشقجی نیز تا حد زیادی ولیعهد جوان سعود بن سلمان را تحت فشار قرار داده است تا جایی که تصویر مدرنی که او می خواست از عربستان در عرصه بین المللی نشان دهد را تحت الشعاع قرار داده و خنثی کرده است.

عربستان چندین سال است درگیر جنگی خونین و پرهزینه در یمن شده است و هنوز نتوانسته نیروهای انصار الله در یمن را مغلوب کرده و یک رژیم طرفدار خود را در این کشور به قدرت برساند. حال متحدان ایران، یعنی انصارالله یمن از جنوب، عراق در شمال، و خود ایران در شرق، عربستان را محاصره کرده اند. جالب آنجاست که بسیاری می پرسند چرا عربستان به دنبال عادی سازی روابط با اسرائیل است؟ جواب من به آن ها خیلی ساده است: زیرا هم اسرائیل و هم عربستان، خود را در محاصره نفوذ ایران می بینند و ریاض بر اساس این قاعده مشهور سیاست که می گوید: دشمنِ دشمن ما دوست ماست، سعی داشته روابط خود با تل آویو را تقویت سازد.

اروپا

اروپا نیز در سال جدید میلادی یا دغدغه های جدی مواجه خواهد بود. خروج احتمالی بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) ضربه ی محکمی به این نهاد خواهد بود و در نوع خود می تواند به یک دومینو تبدیل شده و  اعتبار این نهاد را شدیدا کاهش دهد. ترزا می نخست وزیر بریتانیا در مدت اخیرا به وضوح نشان داده برای خارج کردن کشورش از اتحادیه اروپا جدی است.

جدای از این، اروپا با بحران گسترده مهاجران رو به رو خواهد بود. بحران در کشورهایی مثل عراق، سوریه و لیبی، موجب شده تا سیل عظیمی از مهاجران خارجی برای یافتن شرایط بهتر، مهاجرت به اروپا را برگزینند. هزینه ی مواجهه با این روند برای اروپا سنگین خواهد بود. جدای از این، اروپایی های زیادی در جریان تحرکات گروه های افراط گرایانه در عراق و سوریه و شمال آفریقا، به گروه های افراطی پیوسته اند که اکنون با شکست این گروه ها، بازگشتن آن ها به کشورهایشان، اروپا را آبستن حوادث زیادی خواهد کرد. جهان هنوز حملات تروریستی در فرانسه و بلژیک را از یاد نبرده است.

روابط اروپا با آمریکا نیز بواسطه ی تفکرات اقتصادی و سیاسی ترامپ با تنش همراه خواهد بود. با این حال، اروپایی ها سعی خواهند کرد برای مقابله با خطر روسیه، آمریکا را در جبهه ی خود داشته باشند. اروپایی ها بیش از آنکه نظم روسیِ روابط بین الملل را بپذیرند خواهان نظم آمریکایی روابط بین الملل هستند که این امر نزدیکی دو طرف را اجتناب ناپذیر می سازد. با این حال، روابط اتحادیه اروپا با ایران که قدرت منطقه ای خاورمیانه است تنش آمیز خواهد بود زیرا اروپا نشان داده که علی رغم مشاهده ی یکجانبه گرایی آمریکا در قضیه هسته ای و همچنین دادن این وعده به تهران که قصور آمریکا را جبران خواهد کرد، در عمل هیچ اقدامی انجام نداد امری که سیاستمداران ایرانی را از اروپا نا امید کرده و دوره ای از سردی روابط بین دو طرف را بوجود خواهد آورد.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *